بازگشت

فرا تراش ( فرهاد تراش ) :

در جهت جنوبي حجاري داريوش بزرگ ، بر سينه کوه بيستون ديواره حجاري شده عظيمي است اين ديواره در بين مردم به فراتاش يا فرهاد تراش معروف است . درازاي فراتاش 180 متر و بلندي آن 33 متر است در هيچ نقطه اي از ايران هيچ کوهي را به اين اندازه نتراشيده اند و آماده نکرده اند بطور کلي براي همه کساني که اين ديواره سنگي تراشيده دست نخورده را ديده و يا مي بينند اين سوال پيش مي آيد که اين محل را چه کسي و در چه زماني و براي چه منظوري تراشيده است ؟ چرا اثري از اسکنه پيکر تراش و يا قلم کتيبه نويس بر آن ديده نمي شود ؟

هوزينگ در رساله اي که به نام " زاگروس و اقوامي که در آن ساکن هستند " نوشته است : اين صفحه نا نوشته کوه را يک منبع تاريخي نا نوشته مانده ناميده است .

هرتسفلد و اکثر ايرانشناسان خارجي معتقدند که فراتاش از آثار داريوش شاه هخامنشي است و مي گويند اين فرمانرواي بزرگ مي خواسته وصيت نامه خود را در اينجا بنويسد .

ويليامز جکسن درباره اين اثر به قاطعيت سخن نمي گويد و با آوردن نقل قول از " ديود وروس سيسيلي " و داستان سميراميس مقايسه اي انجام داده و سپس نتيجه گيري مي کند که :

اگر کسي مايل باشد که براساس فرضيات خيالي و مباني سست در اين باره نظري اظهار بدارد آسانتر آنست که تصور کند داريوش پس از اتمام سنگ نبشته مشهورش و نقش هاي آن دستور داده است تا فضاي خالي حاضر را براي ثبت کارهاي ديگرش ، خاصه لشگرکشي اش را به يونان ، آماده سازند . اما شکستهاي "آتوس" و ماراتون ، شورش مصر و دست مرگ اين نقشه را بر هم زد و مسير تاريخ را تغيير داد و آن صفحه سنگي نانوشته را شاهد خاموش پيروزي يونان و آغاز زوال ايران قرار داده . لکن اين حدس و خيالي بيش نيست ، خاصه وقتي که اين سوال پيش مي آيد که چرا داريوش قسمت وسط کوه را که بهترين جاي آن است براي ثبت کارهاي بعدي خود نگه داشته است . تنها چيزي که به يقين توان گفت اين است که از ظاهر کلي اين محل و ماهيت پيرامون آن اثر قدمت بسيار هويدا است .

پروفسور لوشاي عقيده دارد که اين حجاري به دوره هخامنشي تعلق نداشته بلکه در حدود هزار سال بعد از داريوش به فرمان خسرو دوم ساساني آنرا در کوه بيستون تراشيده اند . وجود ديوار محافظ ، فنون خاصي که در کندن کوه بکار گرفته شده و از همه مهمتر علايمي که از حجاران بجاي مانده است همگي تعلق اين اثر را بر دوره ساساني تائيد مي کند . بلندي اين ديوار از پي 450 سانتيمتر و قطر آن 1/5 متر است . اين ديوار که سنگ چين شده است ، در مقابل فراتاش بنا شده است .

اهالي اين منطقه ، حجاري فراتاش را کار فرهاد کوه کن مي دانند و معتقدند که فرهاد به خاطر عشق به شيرين – زن عيسوي خسرو پرويز بدين کار سنگين تن در داد .

داستان عشق فرهاد الهام بخش شاعران گذشته اين مرز و بوم گرديد و زمينه اي براي طبع آزمايي آنان شده . از آن ميان مثنوي عاشقانه " خسرو و شيرين " نظامي گنجوي گوي سبقت از همگان ربوده است . شعر نظامي پيروزي فرهاد و عاقبت دردناک وي را جاويدان ساخت بدانسان که خواننده داستان خسرو و شيرين احساس مي کند که صداي تيشه فرهاد را که بر کوه فرود مي آيد ، مي شنود .

بيستون تنها الهام بخش شاعران بزرگ نبوده بلکه الهام بخش مينياتور سازان ايراني بوده و ايشان را بر سر شوق آورده است . اکثر مينياتور سازان که از قرن دهم هجري به بعد کتاب نظامي را مصور کرده اند به صورتي کاملاً مشخص و نمايان ديواره بلند بيستون و چشمه هاي پاي آن را همواره با نقش خسرو و شيرين قلم زده اند .