بازگشت

 
سنگ بلاش

مطالب زير از كتاب " كرمانشاهان" – كردستان " نوشته آقاي گلزاري گرفته شده است:

نقش ولگش ( ولخش ) پارتي

در دامنه كوه بيستون، در حدود چهارصد متري شرق گودرز، تخته سنگ بزرگي هست كه بر آن نقشهايي كنده شده است. تخته سنگ چهار ضلعي نا منظمي است به بلندي 250 سانتيمتر كه گرداگرد آن به شش متر مي رسد. در سه جانب آن نقشهايي با برجستگي كم حجاري شده است.

نقش وسط مردي است به بلندي 180 سانتيمتر با ريش توپي و سبيلي تابداده و گيسواني بلند كه به خوبي نشان داده است. سر بندي موهاي بلندش را تزيين كرده است. نيم تنه اي ساده كه از كمر به بالا چسبان است، با دامني گشاد بر تن دارد. گردن بندي به گردن به آويخته و كمر بندي بر ميان بسته است. پنج حلقه كمربند بخوبي ديده مي شود. از حلقه مياني، دو رشته روبان آويزان است. در دست چپ جامي به بلندي 13 و دهانه 17 سانتيمتر دارد و دست راست را بر فراز آتشداني دراز كرده است و چيزي را كه در ميان انگشتان گرفته است در حال رها كردن در ميان آتش نشان مي دهد. شلواري گشاد با مچ هاي بسته به پا دارد آتشدان استوانه پايه داري است به بلندي 72 سانتي متر بر بدنه آتشدان كتيبه اي پارتي كنده شده است. متن اين كتيبه به وسيله پروفسور گرد گروپ استاد باستان شناسي دانشگاه هامبورگ در مجله " گزارشهاي باستان شناسي از ايران " نشريه موسسه باستان شناسي آلمان در 1970 به چاپ رسيده است.

كتيبه در 9 سطر از بالا تا پايين آتشدان نويسانده شده است كه به علت آهکي بودن سنگ به مرور قسمتي از آن محو و ناخوانا شده است.

متن كتيبه :

1- ( پت ) ــكــ ( ر ز ن ه )

2- ولگشي

3- م ل ك ين

4- م ل ك ا

5- ب ر ي

6- ( و ) ل ( گشي )

7- م ( ل ك ين م ل ك ا )

8- ( ب ر ي ل ب ) ( ر ي )

9- ( )

اين پيکر ولگش شاهنشاه پسر ولگش شاهنشاه نو .........

با توجه به كتيبه فوق معلوم مي شود نقش مياني يكي از جانشينان گودرز دوم يعني ولگش ( ولخش = ولاش ) است.

در سلسله اشكاني پنج شاه به نام ولگش از سال 51 الي 223 ميلادي سلطنت كرده اند.

   

گرد گروپ به علت محو بودن آخر كتيبه مشخص نكرده است كه اين نقش به كدام ولگش تعلق دارد ؟

در سمت چپ نقش ولگش، بر ضلع ديگر تخته سنگ، نقش ديگري از سنگ در آورده شده است.

حالت كلي نقش طوري است كه بيننده تصور مي كند صاحب نقش در حال قدم بر داشتن به طرف نقش مياني است. صورت نقش فربه و بدون ريش است.

ظاهرا" نقش زني و يا جواني است به بلندي 159 سانتي متر كه جامعه اي نظير جامه ولگش بر تن دارد. گردنبندي گردن را آراسته است. دست چپ را بر كمر استوار كرده است و بازوبندي كه خيلي مشخص حجاري شده بر بازوي چپ بسته است. دست راست را در حاليكه از آرنج خم كرده بطرف بالا گرفته است و شيئي را كه احتمالا" " برسم " و يا دسته گلي است ميان پنجه هاي خود دارد.

بر دست راست نقش مياني ، بر ضلع ديگر تخته سنگ، سومين نقش كنده گري شده است. حالت اين نقش نيز مانند نقش قبلي ، گويي در حال حركت به سوي نقش ولگش است. نيم تنه اي كه تا زانوانش مي رسد. بر تن دارد و كمر بندي بر ميان بسته است. گردنبدي كه كاملا" مشخص است بر گردن دارد. صورت نقش را ريشي توپي مانند نقش مياني، پوشانده است.دست چپ ديده نمي شود ولي دست راست بخوبي حجاري شده و شئي كه تشخيصش دشوار است، در دست دارد. پاي پوشي نظير نيم چكمه به پا دارد. بر بالاي ران پاي راستش نواري بسته شده كه دنباله آن را باد به حركت در آورده است ( عكس شماره ) بلندي قامت اين نقش 164 سانتي متر است.

ضلع ديگر اين تخته سنگ از بالا تا پايين كاملا" تراش خورده و آماده كندن نقش و يا كتيبه اي شده است.

در اطراف اين تخته سنگ، سنگهاي تراش داده شده نيمه كاره بسيار است كه تا ابتداي ديواره كوه بطور پراكنده ديده مي شود.

هيات حفاري مشترك ايران و آلمان در نزديكي اين تخته سنگ تراشه اي به ابعاد 150*200 سانتيمتر زد كه در عمق 50 سانتيمتري آن، به خمره سفالي ساده بدون لعاب شكسته اي برخورد كه در آن اسكلتي قرار داشت. خمره شبيه خمره هاي پارتي است كه در دامنه كوه طاق بستان ( طاق وسان ) در سالهاي اخير بدست آمده است.

در بيستون بر روي تخته سنگي كه از صخره جدا شده تصويريك شاهزاده پارتي ديده مي شود كه در برابر يك آتشدان مشغول انجام مراسم مذهبي است. اين نقش داراي برجستگي اندك و نماي تمام رخ است و در آن خصوصيات پوشاك شاهزاده بخوبي نشان داده شده و در حالت او كه بر سنگ منجمد گشته است. حالت همان شخصي كه در نقاشي ( كونون ) در ( دورا ) مشغول انجام مراسم مذهبي است. بازشناخته مي شود.